اندر احوال بايزد بسطامي
نقل است كه يك شب ذوق عبادت مي نيافت.گفت:بنگريد تا هيچ در خانه معلوم هست؟نگريستند.نيم خوشه انگورديدند. گفت:ببريد و با كسي دهيد كه خانه ما خانه بقالان نيست. تا وقت خويش باز يافت . ( تذكرة الاولياء)

نوشته شده در شنبه 24 دی1384ساعت 0:2  توسط سهيل
|