تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

نقل است که صنوبری گويد :در بيت المقدس با ابراهيم بودم . در وقت قيلوله در زير درخت اناری فروآمد . و رکعتی چند نماز کرديم .. آوازی شنودم از آن درخت که :يا ابا اسحاق ! ما را گرامی گردان و از اين انارها چيزی بخور. ابراهيم سر در پيش افگنده سه بار درخت همان می گفت .پس درخت گفت :ياابا محمد ! شفاعت کن تا از انار ما بخورد . گفتم :يا با اسحاق می شنوی ؟گفت :آری ! چنين کنم . برخاست و دو انار باز کرد :يکی بخورد و يکی به من داد.ترش بود ، و آن درخت کوتاه بود . چون بازگشتم ، وقتی باز به آن درخت انار رسيدم ، درخت ديدم بزرگ شده ، و انار شيرين گشته ، و در سالی دوبار انار کرده ، و مردمان آن درخت را رمان العابدين نام کردند . به برکت ابراهيم و عابدان در سايه او نشستند . (تذكرة الاولياء)
  نوشته شده در  شنبه 12 اسفند1385ساعت 6:9  توسط سهيل   |