گفت: به مدينه رسيدم_ رنج ديده و فاقه كشيده _ تا به نزديك تربت مصطفي(ص)رسيدم. گفتم: يا رسول الله به مهمان تو آمدم. پس در خواب شدم پيغمبر(ص) را ديدم كه گرده اي نان به من داد. نيمه اي بخوردم. چون بيدار شدم نيمه اي ديگر در دست من بود. (تذكرةالاولياء)

نوشته شده در پنجشنبه 19 بهمن1385ساعت 6:38  توسط سهيل
|