تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

نقل است كه قاضي نيشابور منكر شيخ بود و شنيده بود كه شيخ گفته :(اگرهمه عالم خون طلق گيردما جزحلال نخوريم). قاضي يك روز امتحان را دو بره فربه_هردويكسان_از وجه حلال و يكي از حرام بريان كرد و پيش شيخ فرستاد و خود پيش رفت. قضا را چند ترك مست بدان غلامان رسيدند. طبقي كه بره حرام در آنجا بود از ايشان به زور گرفتندو خوردند. كسان قاضي از در خانقاه درآمدند ويك بريان پيش شيخ نهادند.قاضي در ايشان مينگريست. به هم برمي آمد.شيخ گفت:اي قاضي! فارغ باش كه مردار به سگان رسيدو حلال به حلال خواران.قاضي شرم زده شد و از انكار برآمد. ( تذكرة الاولياء)
  نوشته شده در  پنجشنبه 21 دی1385ساعت 6:50  توسط سهيل   |