تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

نقل است كه امير ابوالفضل ديلمي به زيارت شيخ آمد. شيخ فرمود:از خمرخوردن توبه كن. گفت:يا شيخ من نديم وزيرم-فخرالملك- مبادا كه توبه من شكسته شود. شيخ فرمود:اگر بعد از آن در مجمع ايشان تو را زحمت دهند و فروماني مرا ياد كن. پس توبه كردو برفت. بعد از ان ‌روزي در مجلس خمرخوارگان حاضربود پيش وزير الحاح ميكردند تا خمرخورد. پس گفت: اي شيخ كجايي؟ در حال گربه در ميان دويد و آن خمر بشكست و بريخت و مجلس ايشان بهم ريخت. ابوالفضل چون آن كرامات بديدبسيار بگريست. وزير گفت : سبب گريه تو چيست؟ حال خود با وزير بگفت. وزير او را گفت: همچنان بر توبه ميباش و ديگر او را زحمت نداد. (تذكرة‌الاولياء)
  نوشته شده در  سه شنبه 19 دی1385ساعت 6:6  توسط سهيل   |