تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

بيامرزيد محمد بن الحسين رحمةالله عليه گفت : معروف را بخواب ديدم گفتم خدای با تو چه کرد ؟ گفت : بيامرزيد . گفتم : بزهد و ورع؟ گفت نی ، بقبول يک سخن برحمت بدو باز گردد و همه خلق را بدو باز گرداند سخن او در دل من افتاد بخدای بازگشتم و ازجمله شغلها دست بداشتم مگر خدمت علی بن موسی الرضا و اين سخن او را گفتم گفت : اگر پند پذيری اين ترا کفايت است . (تذكرة الاولياء)
  نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 5:20  توسط سهيل   |