نقلست که در خريد و فروخت جز ده نيم سود نخواستی ، يکبار بشصت دينار بادام خريد . بادام گران شد دلال بيامد و گفت: بفروش . گفت:به چند دينار؟ گفت : به شصت و سه دينار. گفت : بهاء بادام امروز نوددينار است . گفت : قرار من اينست که هر ده دينار نيم دينار بيش نستانم من عزم خود نقض نکنم . دلال گفت : من نيز روا ندارم که کالای توبه کم بفروشم نه دلال فروخت و نه سری روا داشت در اول سقط فروشی کردی . (تذكرة الاولياء)

نوشته شده در دوشنبه 8 آبان1385ساعت 5:20  توسط سهيل
|