نقلست که گفت يکبار بباديه بر توکل براه حج درآمدم . پاره ای برفتم ، خار مغيلان در پايم شکست . بيرون نکردم گفتم توکل باطل مي شود همچنان لنگان لنگان بمکه رسيدم و حج بگزاردم و همچنان بازگشتم و جمله راه از وی چيزی بيرون می آمد و من به رنجی تمام می رفتم . مردمان بديدندو آن خار از پايم بيرون کردند . پايم مجروح شد . (تذكرة الاولياء)

نوشته شده در یکشنبه 30 مهر1385ساعت 4:37  توسط سهيل
|