سّری گفت : معروف را بخواب ديدم در زير عرش ايستاده چشم فراخ و پهن باز کرده چون واله ای مدهوش و از حق تعالی ندا می رسيد به فرشتگان که اين کيست ؟ گفتند بارخدايا تو داناتری ؟ فرمان آمد که معروف است که از دوستی ما مست و واله گشته است و جز بديدار ما بهوش بازنيايد و جز بلقاء ما از خود خبر نيابد. (تذكرة الاولياء)

نوشته شده در چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 6:19  توسط سهيل
|