نقل است که يکی پيش او آمد و گفت :می خواهم که به حج روم . گفت : توشه راه چيست ؟ گفت :چهارچيز. گفت :کدامست . گفت : يکی آنکه هيچ کس به روزی خويش نزديکتر از خود نمی بينم و هيچ کس را از روزی خود دورتر از غير خود نمی بينم و قضای خدای می بينم که با من می آيد . هرجا که باشم و چنان دانم که در هر حال که باشم می دانم خدای داناتر است به حال من از من .شقيق گفت : احسنت ! نيکوزادی است . مبارکت باد . (تذكرة الاولياء)

نوشته شده در چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 6:32  توسط سهيل
|