نقل است که يک روز به عرفات ايستاده بود . آن همه خلق می گريستند . با چندان تضرع و زاری گريستن و خواهش کردن . گفت :ای سبحان الله ! اگر چندين مردم به يکبار به نزديک مردی شوند ، و از وی يک دانگ سيم خواهند چه گويد . آنهمه مردم را نوميد کند. آن مرد گفت :نه . گفت :برخداوند تعالی آمرزش همه آسانتر است از آنکه آن مرد دانگی سيم که بدهد که او اکرم الاکرمين است . اميد آن است که همه را آمرزيده گرداند . (تذكرة الاولياء)

نوشته شده در دوشنبه 12 تیر1385ساعت 6:12  توسط سهيل
|