تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

نقل است که يکبار به جنازه ای رفت . چون مرده را در گور نهادند و خاک فرو کرده بودند ، حسن بر سر آن خاک بنشست و چندانی بدان خاک فرو گريست که خاک گل شد . پس گفت : ای مردمان ! اول و آخر لحد است . آخر دنيا گور است و اول آخرت گور است که القبر اول منزل من منازل الاخرة.چه می نازيد به عالمی که اخرش اين است . يعنی گور ! و چون نمی ترسيد از عالمی که اولش اين است يعنی گور ! اول و آخر شما اين است اهل غفلت ! کار اول و آخر بسازيد . تا جماعتی که حاضر بودند چندان بگريستند که همه يک رنگ شدند . (تذكرة الاولياء)
  نوشته شده در  سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 6:5  توسط سهيل   |