تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

اندر احوال سرّي سَقَطي
در اول سقط فروش(خرده فروشي) كردي. يك روز بازار بغداد بسوخت. او را گفتند: (بازاربسوخت) گفت: من نيز فارغ شدم. بعد از آن نگه كردند. دكان او نسوخته بود. چون اين حال بديد. آنچه داشت به درويشان داد و طريق تصوف در پيش گرفت . (تذكرة‌الاولياء)
  نوشته شده در  یکشنبه 10 اردیبهشت1385ساعت 6:7  توسط سهيل   |