تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

اندر احوال ابوالحسن نوري
شبلي گويد: پيش نوري شدم. او را ديدم به مراقبت نشسته كه مويي بر تن او حركت نميكرد. گفتم:مراقبتي چنين نيكو از كه آموختي؟ گفت: از گربه اي كه برسوراخ موش بود و او از من بسيار ساكن تر بود.    (تذكرةالاولياء)
  نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 5:41  توسط سهيل   |