اندر احوال ابو يعقوب النهر جوري
نقل است كه يكي او را گفت:دردل خود سختي مي يابم و با فلان كس مشورت كردم مرا روزه فرمود. چنان كردم زايل نشد. و با فلان گفتم، سفر فرمود كردم زايل نشد. او گفت: ايشان خطا كردند. طرق تو آن است كه در آن ساعت كه خلق بخسبند به ملتَزَم روي و تضرّع و زاري كني و بگويي خداوندا! در كار خود متحيّرم. مرا دست گير.آن مرد گفت: چنان كردم زايل شد. (تذكرةالاولياء)

نوشته شده در دوشنبه 7 فروردین1385ساعت 1:19  توسط سهيل
|