اندر احوال مالك دينار
نقل است كه مالك به عيادت بيماري شد . گفت : نگاه كردم اجلش نزديك آمده بود شهادت بر وي عرضه كردم نگفت هر چند جهد كردم كه بگوي ميگفت : ده ، يازده !ده ، يازده! آنگاه گفت اي شيخ پيش من كوهي آتشين است هر گاه كه شهادت آرم آتش آهنگ من ميكند. از پيشه وي پرسيدم.گفتند : مال به سلف دادي و پيمانه كم داشتي. ( تذكرة الاولياء)

نوشته شده در شنبه 27 اسفند1384ساعت 0:55  توسط سهيل
|