اختلاف خلق از نام او فتاد
چارکس را داد مردی یک درم هر یکی از شهری افتاده به هم
فارسی و ترک و رومی و عرب جمله با هم در نزاع و در غضب
فارسی گفتا که ما زاین چون رهیم هی بیا تا این به انگوری دهیم
آن یکی دیگر عرب بُد، گفت: لا من عنب خواهم نه انگور، ای دغا
آن یکی ترکی بُد و گفت: این بنم من نمیخواهم عنب خواهم ازم
آن یکی رومی بگفت:این قیل را ترک کن! خواهیم استافیل را
در تنازع آن نفر جنگی شدند که ز سِرِّ نامها غافل بُدند
صاحب سری عزیزی صد زبان گربُدی آنجا بدادی صلحشان
پس بگفتی او که من زاین یک درم آرزوی جمله تان را میدهم
(مثنوي معنوي)

نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 6:15  توسط سهيل
|