دمي با بابا طاهر:
ببندم شال و ميپوشم قدك را بنازم گردش چرخ و فلك را
بگردم آب درياها سراسر بشويم هر دو دست بي نمك را
==================================
بود درد مو درمونم از دوست بود وصل مو هجرونم از دوست
اگر قصابم از تن واكره پوست جدا هرگز نگردد جانم از دوست

نوشته شده در پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 6:56  توسط سهيل
|