تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

حکايت
 يکی از ملوک طبيبی حاذق به خدمت مصطفی صلی الله عليه و سلم فرستاد . سالی در ديار عرب بود و کسی تجربه پيش او نياورد و معالجه از وی در نخواست . پيش پيغمبر آمد و گله کرد که مرين بنده را برای معالجت اصحاب فرستاده اند و درين مدت کسی التفاتی نکرد تا خدمتی که بر بنده معين است بجای آورد . رسول عليه السلام گفت : اين طايفه را طريقتست که تا اشتها غالب نشود نخورد و هنوز اشتها باقی بود که دست از طعام بدارند . حکيم گفت : اين است موجب تندرستی. زمين ببوسيد و برفت.
 سخن آنگه كند حكيم آغاز
 يا سر انگشت سوى لقمه دراز
 كه ز ناگفتنش خلل زايد
 يا ز ناخوردنش به جان آيد
 لاجرم حكمتش بود گفتار
 خوردش تندرستى آرد بار
 (گلستان سعدي- باب سوم : در فضيلت قناعت)
  نوشته شده در  شنبه 24 آذر1386ساعت 6:5  توسط سهيل   |