تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

اندراحوال داود طايي
يكي گفت: پيش او رفتم : سبويي آب ديدم در افتاب نهاده. گفتم (چرا درسايه ننهي؟) گفت(اينجا نهادم، سايه بود . اكنون از خدا شرم دارم كه ار بهر نفس تنعم كنم )( تذكرة الاولياء)
  نوشته شده در  شنبه 15 بهمن1384ساعت 23:55  توسط سهيل   |