نقل است كه استاد اسحق زاهدي مردي بود كه سخن از مرگ بسيار گفتي و او زاهد خراسان بود و شيخ ابوالقاسم نصر آبادي با او داوري كردي و گفتي: كه يا استاد چند از حديث مرگ ميكني و از كجا به اينجا افتاده .چون حديث شوق و محبت نگويي و استاد اسحق همان ميگفت . چون شيخ ابوالقاسم را وفات نزديك رسيد آنوقت در شهر مدينه بود. يكي از نيشابور بر سر بالين او بود . او را گفت كه چون نيشابور رسيدي استاد اسحق را بگوي كه نصر ابادي ميگويد: هرچه گفتي از حديث مرگ همچنان كه مرگ كار سختي است و پيوسته از مرگ مي انديش و ياد مي كن. (تذکره الاولیاء)

نوشته شده در پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 5:45  توسط سهيل
|