نقل است که ابراهيم ادهم رضی الله عنه چهار ده سال تمام سلوک کرد تا به کعبه شد . از آنکه در هر مصلا جايی دو رکعت می گزارد تا آخر بدانجا رسيد ، كعبه را نديد . گفت :آه ! چه حادثه است ، مگر چشم مرا خللی رسيده است ؟هاتفی آواز داد : چشم تو را هيچ خلل نيست ، اما کعبه به استقبال ضعيفه ای شده است که روی بدينجا دارد . ابراهيم را غيرت بشوريد . گفت :آيا اين کيست ؟بدويد . رابعه را ديد که می آمد و کعبه با جای خويش شد . چون ابراهيم آن بديد گفت :ای رابعه ! اين چه شور است که در جهان افگنده ای ؟ گفت :شور من در جهان نيفگنده ام . تو شور در جهان افکنده ای که چهار ده سال درنگ کرده ای تا به خانه رسيده ای . (تذكرة الاولياء)

نوشته شده در سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 6:20  توسط سهيل
|