و در ابتدا در بغداد نشستی دکانی داشت و پرده ای از در دکان درآويخته بود و نماز کردی هر روز چندين رکعت . يكی از کوه لکام بيامد به زيارت وی و پرده از آن در برداشت و سلام گفت و سری را گفت فلان پير از کوه لکام ترا سلام گفت .
سری گفت : وی در کوه ساکن شده است پس کاری نباشد مرد بايد که در ميان بازار بحق مشغول تواند بود چنانکه يک لحظه از حق تعالی غايب نبود . (تذكرة الاولياء)

نوشته شده در جمعه 8 تیر1386ساعت 9:38  توسط سهيل
|