و گفت : شبی حوری ديدم که از گوشه ای در من خنديد ، و روشنی او به حدی بود که وصف نتوان کرد . وصف زيبايی او به جايی که در عبارت نمی گنجد . گفتم : اين روشنی و جمال از کجا آوردی ؟گفت : شبی قطره ای چند از ديده باريدی. از آن ، روی من شستند . اين همه از آن است که آب چشم شما گلگونه رويهای حوران است ، هرچند بيشتر از خوبتر . (تذكرة الاولياء)

نوشته شده در شنبه 12 خرداد1386ساعت 7:8  توسط سهيل
|