تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

نقلست که سهل روزی نشسته بود با ياران مردی آنجا بگذشت سهل گفت اين مرد سّری دارد تا بنگريستند مرد رفته بود . چون سهل وفات کرد مريدی برسر گور وی نشسته بود . آن مرد بگذشت مريد گفت : خواجه اين پير که درين خاکست گفته است که تو سّری داری بحق . آن خداوند که ترا اين سّر داده است که چيزی بما نمايی . آن مرد بگورستان سهل اشارت کرد که ای سهل بگوی . سهل در گور بآواز بلند بگفت : لااله الا الله وحده لا شريک له . گفت : می گويند که هرکه اهل لااله الاالله بود او را تاريک گور نبود ، راست است يا نه ؟سهل از گور آواز داد و گفت راست است . رحمةالله عليه . (تذكرة الاولياء)
  نوشته شده در  پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 7:52  توسط سهيل   |