و ابتدای حال او آن بود که يک روز به غفلت پای چپ در مسجد نهاد .آوازی شنيد که يا ثور ! ثوری از آن سبب گفتند چون آن آواز شنيد هوش از وی برفت ، چون بهوش بازآمد محاسن خود بگرفت و تپانچه بر روی خود می زد و می گفت : چون پای به ادب در مسجد ننهادی نامت از جريده انسان محو کردند . هوش دار تا قدم چگونه می نهی ! (تذكرة الاولياء)

نوشته شده در پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 8:25  توسط سهيل
|