نقل است که سرايی داشت عظيم ، و در آنجا خانه بسيار بود ، و تا آن ساعت در خانه ای مقيم بودی که خراب شدی . پس در خانه ديگر شدی . گفتند : چرا عمارت خانه نکنی؟ گفت : مرا با خدای عهدی است که دنيا را آبادان نکنم . نقل است که همه سرای فروافتاد ، جز دهليز نماند . آن شب که وفات کرد دهليز نيز فروافتاد . (تذكرة الاولياء)

نوشته شده در سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 7:21  توسط سهيل
|