تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

اندر احوال ابراهيم ادهم
نقل است كه يك روز به سرچاهي رسيد.دلو فرو گذاشتوپر زر برآمد. نگوساركرد.باز فرو گذاشت پرمروايد بر آمد. نگوسار كرد، وقتش خوش شد. گفت : الهي خزانه بر من عرضه ميكني ميدانم كه تو قادري و داني كه بدين فريفته نشوم . آبم ده تا طهارت كنم
(تذكرة الاولياء)
  نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1384ساعت 0:39  توسط سهيل   |