***********
ادامه’ غزل...
ما سرخوشان مست دل ازدست داده ايم
همراز عشق و همنفس جام باده ايم
برمابسي كمان ملامت كشيده اند
تا كار خود ز ابروي جانان گشاده ايم
ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای
ما آن شقایقیم که با داغ زنده ایم
پیر مغان ز توبه’ ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر ایستاده ایم
کار از تو میرود مددی ای دلیل راه
کانصاف میدهیم و ز راه او فتاده ایم
چون لاله می مبین و قدح در میان کار
این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم
گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست
نقش غلط مبین که همان لوح ساده ایم
(شرمنده آقا سهیل...بلاگفا کامنت رو قبول نمی کرد، مجبور شدم که اینجا بنویسم)
تبليغات : هر كس كه دوست داره وبلاگش يك قالب زيبا و مناسب داشته باشه ميتونه تشريف ببره به آدرس فوق و سفارش بده تا در مدت زمان كوتاهي هر قالبي كه دوست داره برايش ساخته شود.
سال نو را به همه شما تبريك و تهنيت عرض ميكنم
نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد عالم پير دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقيقي بسمن خواهد داد چشم نرگس به شقايق نگران خواهدشد
اين تطاول كه كشيد از غم هجران بلبل تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
گر ز مسجد بخرابات شدم خرده مگير مجلس وعظ درازست و زمان خواهد شد
اي دل ار عشرت امروز بفردا فكني مايه نقد بقا را كه ضمان خواهد شد
ما شعبان مده از دست قدح كاين خورشيد از نظرتا شب عيد رمضان خواهد شد
گل عزيزست غنيمت شمرديش صحبت كه بباغ آمد ازين راه و از آن خواهد شد
مطربا مجلس انسست غزل خوان و سرود چند گوئي كه چنين رفت و چنان خواهدشد
حافظ از بهر تو آمد سوي اقليم وجود قدمي نه بوداعش كه روان خواهد شد
ببخشيد حيفم اومد اين غزل را كامل ننويسيم. براي همه شما عزيزان سالي خوب و خوش توام با سلامتي و تندرستي ارزومندم.گل لبخندتون هميشه شكوفا دلتون بهاري و وجودتون سرسبز از اميد