تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

ای صبا نکهتی از خاک فلانی به من آر    زار و بیمار غمم راحت جانی به من آر
قلب بی حاصل ما را بزن اکسیر مراد      یعنی ازخاک در دوست نشانی به من آر

  نوشته شده در  جمعه 6 آذر1388ساعت 9:59  توسط سهيل   | 

خدایا ! من شهادت می دهم با تمامی وجودم، از قله حقیقت ایمانم و از بلندای بنای محکم یقینم، با خلوص و صراحت توحیدی ام و از اعماق پوشیده ضمیرم، با بندبند رگهای دیدگانم و روشنایی چشمانم، با چینها و چروکهای صفحه پیشانی ام، با زوایای حفره های وجودم، با حرکت و سکونم و با رکوع و سجودم، خدای من! با همه اینها شهادت می دهم که اگر عمری جاودانه سرکنم و تمام هم و غم و تلاشم را بر شکرگزاری یکی از نعمتهای تو بگذارم. نمی توانم

(قسمتی از دعای عرفه)

  نوشته شده در  جمعه 6 آذر1388ساعت 9:57  توسط سهيل   | 
گر من از سرزنش مدعیان اندیشم          شیوه مستی و رندی نرود از پیشم
زهد رندان نو آموخته راهی بدهیست      من که بد نام جهانم چه صلاح اندیشم

  نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 6:19  توسط سهيل   | 
چو ني نالدم استخوان از جدايي
فغان از جدايي فغان از جدايي
قفس به بود بلبلي را که نالد
شب و روز در آشيان از جدايي
دهد ياد ار نيک بيني به گلشن
بهار از وصال و خزان از جدايي
چه سان من ننالم زهجران که نالد
زمين از فراق ، آسمان از جدايي
به هر شاخ اين باغ مرغي سرايد
به لحني دگر داستان از جدايي
چو شمعم به جان آتش افتد به بزمي
که آيد سخن در ميان از جدايي
کشد آنچه خاشاک از برق سوزان
کشيده است هاتف همان از جدايي

(هاتف اصفهاني)

  نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 6:18  توسط سهيل   | 
سالروز شهادت امام محمدباقر(ع) را تسلیت وتعزیت عرض می نمایم .
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد        چو بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت       آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

  نوشته شده در  چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 6:17  توسط سهيل   | 
از سرچشمه زلال فرمایشات امام محمد باقر(ع):
خداوند به هيچ عبادتي برتر از رعايت پاکي شکم و پاکي دامن عبادت نشده است.
سخن نيک را از هر کسي ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گيريد .
راستي که خداوند شخص بد زبان بيهوده گوي را دشمن مي دارد.
هر که خوش نيت باشد ، روزي اش افزايش مي يابد .
خدا رحمت کند بنده اي را که علم را زنده مي کندي.

  نوشته شده در  چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 6:16  توسط سهيل   | 
رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی                آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی
مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا    واندر چمن فکنده ز فریاد غلغلی

  نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 9:30  توسط سهيل   | 
بسي خون جگر دارد سر زلف تو در گردن
ولي با او چه شايد کرد جز خون جگر خوردن
قلم پوشيده مي رانم که اسرارم نهان ماند
اگر چه آتش سوزان به ني نتوان نهان کردن
مزن بلبل دم از نسرين که در خلوتگه رامين
چو ويس دلستان باشد نشايد نام گل بردن
مگو از دنيي و عقبي اگر درراه عشق آئي
که مکروهست با اصنام رو بر کعبه آوردن
ورع يکسو نهد صوفي چو با مستان درآميزد
به حکم آنکه ممکن نيست پيش آتش افسردن
مراد از زندگاني چيست روي دلبران ديدن
حيات جاوداني چيست؟ پيش دوستان بودن!
اگر ليلي طمع بودش که حسنش جاودان ماند
دل مجروح مجنون را نمي بايستش آزردن
هواداران بسي هستند خورشيد درخشان را
وليکن ذره را زيبد طريق مهر پروردي
نگفتي بارها خواجو؟ که سردر پايش اندازم؟
اداکن گر سري داري! که آن فرضيست بر گردن

(خواجوی کرمانی)

  نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 9:30  توسط سهيل   | 
بالا بلند عشوه گرنقش باز من               کوتاه کرد قصه زهد دراز من
دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم        با من چه کرد دیده معشوقه باز من

  نوشته شده در  دوشنبه 2 آذر1388ساعت 6:14  توسط سهيل   | 
اي عزيز
هر کس داند حقيقت چيست داند عشق کدامست و عاشق کيست
در اين راه مرد بايد بود و با دل پر درد بايد بود و هرکه را رنج بيشتر تمتع بيشتر
عاشق بايد بي باک باشد اگر چه او را بيم هلاک باشد
عشق آدمي خوارست، نه نام دارد و نه ننگ، نه صلح دارد نه جنگ
عشق علتي است بر دوام حيات نه وسيلتي بر اهتمام ممات
عشق درديست که او را دوا نيست و کار عشق هرگز به مدعا نيست، مدعاي عشق بي بلا نبود و چون بلايي رسد او را رد بلا نبود
عاشق هم آتش است و هم آب، هم ظلمت است و هم آفتاب
بي صبري در عشق عذاب جاودانيست و بي اخلاصي در طاعت وبال زندگانيست
عشق مايه آسودگيست هرچند مايه فرسودگيست
هرچه عاشق نيست ستورست، روز را چه گنه زان که شب پره کورست
دل عاشق هميشه بيدار است و ديده او گهر بارست
در اين راه گريه يعقوب بايد يا ناله مجنون، يا دل پر درد بايد يا ناله پر خون
اينجا تن ضعيف و دل خسته مي خرند کس عاشقي به قوت بازو نمي کند

(خواجه عبدالله انصاري)

  نوشته شده در  دوشنبه 2 آذر1388ساعت 6:13  توسط سهيل   |