تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

                                               يلدا با حافظ

معاشران گره از زلف يار باز کنيد         شبي خوشست بدين جمله اش دراز کنيد

حضورخلوت انس است ودوستان جمعند             وان يکادبخوانيد و در فراز کنيد


طولاني ترين شب سال را شروع ميکنيم درحاليکه در سينه خرمي بهار را داريم ودر دل گرماي تابستان .يلدا را با حافظ خواهيم بود تا فرارسيدن فردايي که آغاز نور است و شور و عشق. و ثابت خواهيم کرد که هيچگاه تاريکي و ظلمت و سرما بر وجود ما حاکم نخواهد شد.
لطفا دو بيت اول تفالي را که در اين شب گرفته ايد در قسمت نظرات مرقوم نماييد
  نوشته شده در  دوشنبه 30 آذر1388ساعت 9:6  توسط سهيل   | 

                                                            آيين شب يلدا
ايرانيان همواره مراسم را با روشنايي و نور مي آراستند. در بلندترين و تيره ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگري مي يابد.مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي کشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش کنند.خوردن خوراکي ها و مراسم ديگر در اين شب بهانه اي است براي بيدار ماندن. يکي از دلايل گرفتن مراسم در اين شب زاده شدن ايزدمهر است. ريشه کلمه يلدا متعلق به زبان سرياني است و به معناي تولد يا ميلاد است. در برخي منابع آمده است که شب يلدا شب تولد خورشيد است.
در گذشته، آيين هايي در اين هنگام برگزار مي شد که يکي از آنها مراسمي شبانه و بيداري تا بامداد و تماشاي طلوع خورشيد تازه متولد شده، بود. مراسمي که از لازمه هاي آن، حضور کهنسالان وبزرگان خانواده، به نماد کهنسالي خورشيد در پايان پاييز بوده است،  همچنين خوراکي هاي فراوان براي بيداري دراز مدت همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشيد صرف مي شد.در سراسر ايران زمين، جايي را نمي يابيد که خوردن هندوانه در شب يلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد.زيرا عده زيادي اعتقاد دارند که اگر مقداري هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک يعني زمستاني که در پيش دارند سرما و بيماري بر آنها غلبه نخواهد کرد.
يکي از آيين هاي شب يلدا در ايران، تفأل به ديوان حافظ است. مردم ديوان اشعار لسان الغيب را با نيت بهروزي و شادکامي مي گشايند و فال دل خويش را از او طلب مي کنند. در برخي ديگر از نقاط ايران نيز شاهنامه خواني رواج دارد. نقل خاطرات و قصه گويي پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نيز يکي از مواردي است که يلدا را براي خانواده ايراني دلپذيرتر مي کند. اما همه اين ها ترفندهايي است تا خانواده ها گرد يکديگر جمع شوند و بلندترين شب سال را با شادي و صفا سحر کنند.
و چه خوب است که در اين شب بلند به ياد ديگرافراد نيز باشيم افرادي که به دلايلي مختلف نميتوانند آنگونه که بايد و شايد در مراسم اين شب حضور داشته باشند و مخصوصا بيماراني که در بستر بيماري، اين شب بلند را به سختي پشت سر مي گذارند.

  نوشته شده در  دوشنبه 30 آذر1388ساعت 9:5  توسط سهيل   | 

طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف        گر بکشم زهی طرب گر بکشد زهی شرف
طرف کرم ز کس نبست این دل پر امید من   گرچه سخن همی برد قصه من به هر طرف
  نوشته شده در  یکشنبه 29 آذر1388ساعت 8:59  توسط سهيل   | 

خیز و جامه نیلی کن، روزگار ماتم شد
دور عاشقان آمد نوبت محرم شد
نبض جاده بیداراز بوی خون خورشیدست
کوفه رفتن مسلم گوئیا مسلم شد
ماه خون گواه آمد جوش اشک و آه آمد
رایت سیاه آمد کربلا مجسم شد
پای خون دل واکن دست موج پیدا کن
رو به سوی دریا کن ساحلی فراهم شد
گریه کن!گلاب افشان!گل به خاک می‌افتد
باد مهرگان آمد، قامت علی خم شد
قاسم و تپیدن‌ها، لاله و دمیدن‌ها
مجتبی و چیدن‌ها، گل دوباره خرّم شد
تشنه اضطراب آورد، آب می‌شود عباس
گو فرات، خیبر شو! مرتضی مصمم شد
خادم برادر بود از ره پرستاری
در قدم مؤخر بود، از وفا مقدم شد
نوبت حسین آمد کآورد به میدان رو
نُه فلک به جوش آمد، منقلب دو عالم شد
چرخ در خروش آمد، خاک شعله‌پوش آمد
آسمان به جوش آمد، کشته اسم اعظم شد
بر سر از غم زهرا خاک می‌کند مریم
با مصیبت خاتم تازه داغ آدم شد
گرچه عقده‌ی دل بود آبروی بی‌دل بود
کز هجوم فرصت‌ها این فغان فراهم شد

(يوسفعلي ميرشكاك)

  نوشته شده در  یکشنبه 29 آذر1388ساعت 8:58  توسط سهيل   | 
خیز و در کاسه سر آب طربناک انداز        پیشر زآنکه شود کاسه سر خاک انداز
عاقبت منزل ما وادی خاموشانست         حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز

  نوشته شده در  شنبه 28 آذر1388ساعت 9:9  توسط سهيل   | 
آشنایی با سوره های قرآن کریم :
نام سوره : طارق *** شماره سوره : 86 *** محل نزول : مکه *** تعداد آیه : 17 *** تعداد کلمه : 61 *** تعداد حروف : 245
معني : كوبنده، رونده در شب، ستاره ظاهر شونده.
علت نامگذاري : به علت سوگند خداوند به تساره ظاهر شونده در آيه اول.
نامهاي ديگر :ندارد
محتوي سوره :
•  بعد از چند سوگند اشاره به وجود فرشتگان الهي كه مراقب انسان هستند دارد.
•  زندگي نخستين و پيدايش انسان از آب نطفه دليلي بر امكان معاد و راهي براي روي آوردن او به فطرت توحيدي در جهت تربيت معنوي.
•  بعضي ويژگي هاي رستاخيز.
•  اهميت و عظمت قرآن با چند سوگند پرمعنا.
•  تهديد كافران به مجازات الهي.
ترتيب سوره : به ترتيب جمع آوري، هشتاد و ششمين سوره است و به ترتيب نزول، سي و پنجمين سوره است كه بعد از سوره «بلد» و قبل از سوره «قمر» نازل شده است.
داستانهاي سوره :ندارد
فضيلت سوره : امام صادق (ع) فرمود: «هر كس در نماز فريضه سوره طارق را تلاوت كند در قيامت نزد خداوند مقام و منزلت عظيمي خواهد داشت و از دوستان پيامبر و ياران آنها در بهشت خواهد بود.»

(منبع : سایت رادیو قرآن )

  نوشته شده در  شنبه 28 آذر1388ساعت 9:9  توسط سهيل   | 

ماربين آلمانى(خاور شناس) :حسين«ع»با قربانى كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود،به دنيا درس فداكارى و جانبازى آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت.اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگرى پايدار نيست و بناى ستم هر چه ظاهرا عظيم و استوار باشد،در برابر حق و حقيقت چون پر كاهى بر باد خواهد رفت.

جرج جرداق(دانشمند و اديب مسيحى) :وقتى يزيد،مردم را تشويق به قتل حسين و مأمور به خونريزى مى‏كرد،آنها مى‏گفتند:«چه مبلغ مى‏دهى؟»اما انصار حسين به او گفتند:ما با تو هستيم.اگر هفتاد بار كشته شويم،باز مى‏خواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم

  نوشته شده در  شنبه 28 آذر1388ساعت 9:8  توسط سهيل   | 

خط عذار یار که بگرفت ماه از او          خوش حلقه ایست لیک بدر نیست راه ازو
ابروی دوست گوشه محراب دولتست               آنجا بمال چهره و حاجت بخوا ازو

  نوشته شده در  جمعه 27 آذر1388ساعت 9:8  توسط سهيل   | 
آن یار کزو خانه ما جای پری بود                  سرتا قدمش چون پری از عیب بری بود
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش         بیچاره ندانست که یارش سفری بود

  نوشته شده در  پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 9:21  توسط سهيل   | 
حکايت
 خطيبی کريه الصوت خود را خوش آواز پنداشتی و فرياد بيهوده برداشتی .
مردم قريه بعلت جاهی که داشت بليتش می کشيدند و اذيتش را مصلحت نمی ديدند تا يکی از خطبای آن اقليم که با او عداوتی نهانی داشت باری بپرسش آمده بودش . گفت : تو را خوابی ديده ام ، خير باد . گفتا : چه ديدی ؟ گفت : چنان ديدم که تو را آواز خوش بودی و مردمان از انفاس تو در  راحت . خطيب اندرين لختی بينديشيد و گفت : اين مبارک خواب است که ديدی که مرا بر عيب خود واقف گردانيدی ، معلوم شد که آواز ناخوش دارم و خلق از بلند خواندن من در رنج ، تو کردم کزين پس خطبه نگويم مگر بآهستگی.#
از صحبت دوستى برنجم
كاخلاق بدم حسن نمايد
عيبم هنر و كمال بيند
خارم گل و ياسمن نمايد
كو دشمن شوخ چشم  ناپاك
تا عيب مرا به من نمايد

(گلستان سعدی- باب چهارم : در فوايد خاموشى)

  نوشته شده در  پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 9:20  توسط سهيل   | 
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت     که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش        هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

  نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 9:25  توسط سهيل   | 
ياد ايامي كه با هم آشنا بوديم ما
هم خيال و هم صفير و هم نوا بوديم ما
معني يك بيت بوديم از طريق اتحاد
چون دو مصرع گر چه در ظاهر جدا بوديم ما
بود دايم چون زبان خامه حرف ما يكي
گر چه پيش چشم صورت بين دو تا بوديم ما
چون دو برگ سبز كز يك دانه سر بيرون كند
يك دل و يك روي در نشو و نما بوديم ما
اختر ما سعد بود و روزگار ما سعيد
از سعادت زير بال يك هما بوديم ما
دوري منزل حجاب اتحاد ما نبود
داشتيم از هم خبر در هر كجا بوديم ما
چاره‌جويان را نمي‌داديم صائب دردسر
دردهاي كهنه هم را دوا بوديم ما

(صائب تبريزي)

  نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 9:25  توسط سهيل   |